اقتصادی - اجتماعی (تماس- 09192201980 - ایران) |
| فعاليت هاي سالم يا اقتصاد زيرزميني؟ |
|
نويسنده : سروش دانش(پیمان جنوبی) peymannews@hotmail.com |
|
از بنياني ترين مواردي که لا زم است در سياست گذاري هاي اقتصادي کشور ما، ايران، که با مساله اندازه بزرگ دولت مواجه است مورد توجه قرار بگيرد، ارتباط تنگاتنگ نظام اقتصادي با نظام انگيزشي در جامعه ايراني است. از آن جايي که استراتژي توسعه اقتصادي ايران در شعار مبتني بر مشارکت مردم در توليد و پيشرفت کشور استوار بوده، ليکن عملا قواعد بازي در صحنه جامعه، به گونه اي تنظيم شده که آحاد اقتصادي جامعه ما، انگيزه لا زم براي فعاليت هاي مولد و سالم اقتصادي را نيابند و تلا ش هاي صوري انجام شده به دليل نبود پشتوانه انگيزشي مناسب، بي ثمر مانده و نتيجه اي جز اتلا ف منابع به بار نياورده است. در واقع مکانيزم ها و زيرساخت هاي ايجاد شده طي يک فرآيند تحولي درنظام اقتصادي ايران، عملا به زمينه مناسبي براي سودجويي گروهي انگشت شمار که امکان استفاده از عوايد حاصل از رانت ايجاده شد به وسيله اختلا لا ت بازار و انحصارات حاصل از قوانين تبعيض آميز را دارند، قبول شده است. |
| رابطه صنايع خودروسازي و سهميه بندي بنزين |
|
نويسنده : پيمان جنوبي peymannews@hotmail.com |
|
انرژي يکي از عوامل مهم رشد و توسعه اقتصادي جوامع مختلف بوده است و به دليل اهميت و نقش آن در هزينه هاي توليدي و خدماتي و همچنين مسائل زيست محيطي، بهبود وضعيت مصرف و کارايي هرچه بيشتر در استفاده از آن توجه زيادي مي شود. در کشور ما به دليل وجود منابع عظيم نفت و گاز و قابليت دسترسي نسبتا آسان به اين منابع، نقش هزينه انرژي در مقايسه با ساير هزينه ها، ناچيز بوده و از اين نظر حساسيت و انگيزه زيادي براي صرفه جويي و استفاده معقول از اين موهبت الهي وجود ندارد. اين در حالي است که با دخالت دولت، قيمت حامل هاي انرژي نسبت به ساير کالا ها پايين نگاه داشته شده و قيمت حامل هاي انرژي به عنوان علا مت دهنده فعاليت هاي اقتصادي عمل نمي کند. |
| جايگاه عدالت در توسعه اقتصادي |
|
نويسنده : پيمان جنوبي peymannews@hotmail.com |
|
توسعه را بايد جرياني چند بعدي دانست که مستلزم تغييرات اساسي در ساختار اجتماعي، طرز تلقي عامه مردم و نهادهاي ملي ونيز تسريع رشد اقتصادي، کاهش نابرابري و ريشه کن کردن فقر مطلق است «مايکل تودارو». |
| پول الکترونيک يا ابزار کنترلي براي دولت ها |
| نويسنده : پيمان جنوبي peymannews@hotmail.com |
|
پول به عنوان کالا ي مرجع و وسيله انجام مبادلا ت که نماد انجام فعاليت هاي اقتصادي است نقشي اساسي و غيرقابل حذف در زندگي اجتماعي انسان ايفا مي کند و مانند هر کالا ي ديگري داراي هزينه هاي فردي و اجتماعي، در چرخه توليد و بهره برداري است. هزينه هاي چاپ و نشر پول، بازيافت، تغييرات واحد پول و... هزينه هاي اجتماعي، حمل و نقل، زمان صرف شده براي شمارش پول، هزينه هاي نگهداري پول و... نيز از جمله هزينه هاي فردي بهره گيري از پول به عنوان وسيله مبادله هستند. |
| آزادسازي اقتصاد اولويت اول توسعه کشور |
| نويسنده : پيمان جنوبي peymannews@hotmail.com |
|
از آنجايي که در کشور ما، رفتارها و هنجارهاي اقتصاد آزاد و ساز و کار نسبتا خود سامان بخش بازار وجود ندارد و نيز از لحاظ سطح رشد و توسعه اقتصادي کشور پيشرفته اي محسوب نمي شود، لذا روند توسعه در ايران، نيازمند ايجاد نهادهاي اقتصادي و حقوقي کارآمد، آزادسازي هاي اقتصادي، اصلاح قوانين و مقررات در جهت تامين منافع کارآفرينان و سرمايه داران وحداقلي از کار و تلاش وافر و احتمالا رياضت اقتصادي و کاهش از مصرف فعلي و اضافه نمودن به مصرف آينده و غيره است تا ايران هم بتواند با استفاده از ظرفيت هاي بالقوه اي که توسط کشورهاي پيشرفته مورد استفاده قرار مي گيرد، ولي توسط اين کشورها راکد نگه داشته شده است به حداقلي از رشد و توسعه دست يابد. اما هنگامي که مردم، با فعاليت هاي خويش درآمد کسب مي کنند و ثروت اجتماع در اختيار خود مردم است و نه در اختيار دولت، اين دولت است که به خاطر درآمد مالياتي که از جانب مردم نصيبش مي شود، سر سپرده و پاسخگوي مردم است و نه برعکس. |
| افزايش نقدينگي و کاهش ارزش پولي |
|
نويسنده : پيمان جنوبي peymannews@hotmail.com |
|
اصل چهل و سوم قانون اساسي، اصلي است که به بررسي استقلا ل اقتصادي مي پردازد. در ابتداي اين اصل آمده است: «هدف عالي جمهوري اسلا مي ايران، تحقق استقلا ل اقتصادي، رفع فقر و برآوردن نيازهاي در حال رشد انسانهاست.» |
| پيچيدگي منفعت طلبي سياستمداران |
|
نويسنده : پيمان جنوبي peymannews@hotmail.com |
|
ارزش بنيادي انديشه مدرن حقوق و آزادي هاي فردي است از اين رو همه نهادهاي حکومتي به منظور پاسداري از اين ارزش بنيادي توجيه و معنا پيدا مي کنند. آزادي مفهوم مخالف بردگي است. انسان آزاد، درست برخلا ف برده کسي است که اراده او تابع اراده کس ديگري نيست ودر زندگي خود اختيار انتخاب دارد. بزرگترين تهديد براي آزادي انسان ها دو موقعيت اجتماعي به ظاهر متضاد است يعني هرج و مرج از يک سو و استبداد از سوي ديگر. |
نقش دولت در توسعه صنعتي ايران
پيمان جنوبي peymannews@hotmail.com
در فرايند توسعه صنعتي كشور پس از تعيين چشم انداز توسعه صنعتي، پرسش اساسي اين است كه تصوير مطلوب چگونه بايد تحقق يابد؟ مسير حركت از وضع موجود به وضع مطلوب چگونه بايد باشد؟ كدام مجموعه از تصميمات سياستگذاري و نهادسازي در اقتصاد داخلي، چه در سطح ملي و چه در سطح بخش صنعت، در هماهنگي با تحولات آينده اقتصاد جهاني هدفهاي توسعه صنعتي را امكانپذير مي سازد؟ الزامات محيطي و شرايط عمومي كشور در ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي، به عنوان زمينه ساز موفقيت توسعه صنعتي، چيست و چگونه بايد ايجاد گردد؟ نكته مهم آن كه اين مجموعه اقدامات به خودي خود شكل نمي گيرد، بلكه نيازمند نقش موثر دولت است.
شايد مهمترين عامل توسعه صنعتي در كشورهاي در حال توسعه، آزادسازي تجارت و آزادسازي بازارهاي كار و سرمايه است كه اغلب با مسأله خصوصيسازي و اصلاح شركتهاي دولتي همراه ميگردد. امروزه، آزادسازي با افزايش موافقتنامههاي تجاري منطقهاي، ارتقاي كاهش تعرفههاي تجاري منتخب و دسترسي به بازارهاي بزرگتر همراه شده است. آزادسازي تجارت، نظام انگيزشي سرمايهگذاري صنعتي و توسعه فنآوري را دركشورهاي در حال توسعه تغيير داده است. رقابت فزاينده، شركتها را وادار كرده تا كارايي خود را افزايش داده و استفاده از فنآوريهاي موجود را بهبود بخشند. بهبود تخصيص منابع بين شركتها و فعاليتها، رشد اقتصادي و سرمايهگذاري را در بسياري از موارد افزايش داده است. ارتباط بين آزادسازي و توسعه صنعتي، ارتباط يك به يك نيست. صنعتي شدن در نوع كارآمد خود و در حالت بهبود زنجيره ارزش افزوده، پديده اي پيچيده است. براي اين منظور بايد مهارتها و منابع زيادي براي آموزش فنآوري مهيا گردند كه اين نيز مستلزم بازارهاي عوامل و مؤسسات حمايتي است. آزادسازي بازارها در صورت ناكارآمد بودن به خودي خود كمكي نخواهد كرد. اگر بنگاههايي كه قصد مشاركت در رقابت بين المللي را دارند، توانايي كسب مهارتهاي جديد، فنآوري يا منابع لازم براي رقابت را نداشته باشند بجاي رشد پويا با پسرفت مواجه خواهند شد. درمجموع مي توان گفت تركيب آزادسازي، تغييرات فناوری و جهاني شدن به اين مفهوم است كه كشورها از یکسو با فرصتهاي بيشتر و از سوی دیگر با رقابت بسيار شديدتري نسبت به قبل مواجه هستند.
در تجربه اقتصادهاي صنعتي اوليه و اقتصادهاي تازه صنعتي شده شرق آسيا ، ابزار حمايت از صنايع نوزاد يكي از مهمترين راه هاي تعميق صنعتي بوده است. بايد توجه داشت كه در شرايط جديد و تحولات آتي تجارت بين الملل امكان استفاده از اين روش به عنوان اهرم ايجاد صنايع جديد در توسعه صنعتي كشورهاي در حال توسعه فراهم نيست. اهداف توسعه صنعتي آينده بايد با هدف توسعه رقابتپذيري، مبتني بر يك بررسي از ساختار رقابتي زيربخشهاي مهم صنعتي تدوين گردد. بدین منظور بر اساس ويژگي هاي هر زير بخش ابتدا باید جهتگيري اصلي بازار (داخلي يا خارجي) را تعيين كرده و سپس شكاف ها و نقصان هاي مربوط به توسعه منابع انساني و آموزش و كارآموزي، ارتقاء ظرفيت فناوري، سازماندهي فعاليتهاي صنعتي، تدارك زيرساختها، تاُمين منابع مالي داخلي و خارجي، ارتباط با بازارهاي خارجي، را متناسب با تصوير و روند مطلوب آتي هر زيربخش تعيين، و براي رفع اين شكاف ها ابزارهاي لازم را مورد تمهيد قرار دهد. در اين نگرش، دولت به جاي ايجاد مداخلات حمايتي مستقيم، به بازآرايي هدفمند فعاليت هاي صنعتي در ارتباط با بازارهاي داخلي و خارجي با هدف ارتقاء رقابت مي پردازد. از اين رو نقش دولت در ايجاد ساز وكارهاي بازار و توسعه فضاي رقابت، بسيار تعيين كننده است و تنها آن دسته از دخالتهاي دولت كه در جهت رفع كاستيهاي بازار باشد، ميتواند در شرايط جديد قابل توجيه باشد. دولت در تنظيم دخالتها و سياستهاي حمايتي خود با هدف قرار دادن ارتقاء توليد رقابتي، ميبايست به طور هدفمند، مشروط و زمانبندي شده به رفع كاستيها و مشكلات موردي تعريف شده بنگاهها و صنايع خاص بپردازد و اكيداً از حمايتهاي نامحدود و عام بپرهيزد.
تغيير نقش دولت از يك سو و جهاني شدن از سوي ديگر، مسئله توسعه بخش خصوصي را به طور جدي در پيشروي توسعه اقتصادي و صنعتي ایران قرار داده است. با اين حال طي سه دهه گذشته، سرمايهگذاري بخش خصوصي در ايران، در مقايسه با بيشتر مناطق در حال توسعه و كشورهاي موفق شرق آسيا، روند افزاينده چشمگيري نداشته است. عملكرد نامطلوب سرمايهگذاري بخش خصوصي در كشور ميتواند دو توصيه سياستي اصولي را در پي داشته باشد: اول آن كه اقتصاد ايران با ايجاد ارتباط با بازارهاي بين المللي ميبايست خود را براي كسب سهمي از منافع جهاني شدن، توانمند سازد و با توسعه بنگاههاي بخش خصوصي قوي كه بتوانند بطور كارا در بازارهاي جهاني رقابت كنند، امكان دسترسي به منابع مالي و فناوري را در همكاري مشترك با بنگاههاي بين المللي تحقق بخشد. دوم آن كه توسعه بخش خصوصي با ويژگي فوق نيازمند شرايط محيطي مناسبي است كه با ايجاد ظرفيتهاي نهادي براي توسعه رقابت، زمينه فعاليت كاراي بنگاههاي خصوصي را فراهم كند. بنابراين توسعه بخش خصوصي، به عنوان يكي از وظايف اصلي دولت، نيازمند تدوين، اجرا و نظارت مستمر بر مجموعه اي از سياستهاي سازگار و هماهنگ است كه بدون در نظر گرفتن انسجام دروني اين سياستها، بخش خصوصي توسعه و ارتقاء پيدا نمي كند.
شركتهاي دولتي در اين ايران، اغلب عملكرد خوبي نداشتند و اكثر آنها فاقد طراحي، برنامه ريزي صحيح و كارايي بوده اند. تأسيس آنها نيز اغلب منجر به سرمايهگذاريهاي چشمگير و بيش از حد دولت گشته است. اين شركتها بخش عمدهاي از يارانههاي دولتي را به خود اختصاص داده اند و معمولاً نيز حجم آنها در طول زمان افزايش يافته است. به دنبال فشارهاي فزاينده بر دولتها براي توسعه زيرساختهاي اصلي، تعداد زيادي از اين شركتهاي صنعتي دولتي راه اندازي و مديريت شده و به تدريج بخش عمدهاي از آنها به عنوان يك بار مالي فزاينده بر دوش دولتها ظاهر گرديده. ليكن از نيمه دوم دهه 1370، نااميدي ناشي از كاركرد بسياري از اين شركتها به همراه وخامت موقعيت اقتصادي و بار سنگين بدهي شماري از اين شركتها، دولتها را وادار كرد تا متعهد به اجراي اصلاحات بنيادين و بلندمدت با تأكيد بر سياستهاي موثر بر رشد صنعتي گردند. اين اصلاحات اصولاً حركتي به سمت اقتصاد بازار و معرفي بخش خصوصي به عنوان موتور اصلي رشد صنعتي بود.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|